دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی alleviate به فارسی
تسکین دادن، کاهش دادن، سبک کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin alleviare, meaning to lighten.
فعل
- سومشخص مفرد
- alleviates
- وجه وصفی حال
- alleviating
- گذشته ساده
- alleviated
- اسم مفعول
- alleviated
Particularly used of pain or difficulty, with connotations of lightening a load.
تسکین دادن، کاهش دادن، سبک کردن
To reduce or lessen the severity of a pain or difficulty.
a drug to alleviate a toothache
دارویی برای تسکین دندان درد
مترادفها: relieve، ease، mitigate
متضادها: aggravate
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه alleviate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.