دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی alleviate به فارسی

تسکین دادن، کاهش دادن، سبک کردن

بریتانیایی: /əˈliː.vi.eɪt/ آمریکایی: /əˈliː.vi.eɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin alleviare, meaning to lighten.

فعل

سوم‌شخص مفرد
alleviates
وجه وصفی حال
alleviating
گذشته ساده
alleviated
اسم مفعول
alleviated

Particularly used of pain or difficulty, with connotations of lightening a load.

۱.

تسکین دادن، کاهش دادن، سبک کردن

گذرا

To reduce or lessen the severity of a pain or difficulty.

a drug to alleviate a toothache

دارویی برای تسکین دندان درد

مترادف‌ها: relieve، ease، mitigate

متضادها: aggravate

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه alleviate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.