دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی allegiance به فارسی
وفاداری، پیروی، بیعت، عهد
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: allegiaunce obsolete
ریشهشناسی
From Anglo-Norman alegaunce, meaning loyalty of a liege-servant to one's lord, from Old French lige 'vassal'.
اسم
- جمع
- allegiances
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
وفاداری، پیروی، بیعت، عهد
Loyalty to some cause, nation or ruler.
they took the oath of allegiance to the flag
آنان سوگند وفاداری به پرچم را ادا کردند.
In the Middle Ages, a knight owed allegiance to his lord.
در قرون وسطی، یک شوالیه نسبت به ارباب خود وظیفهی رعیت داشت.
مترادفها: adherence، fidelity، loyalty
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه allegiance را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.