دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی allegiance به فارسی

وفاداری، پیروی، بیعت، عهد

بریتانیایی: /əˈliː.dʒəns/ آمریکایی: /əˈliː.dʒəns/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: allegiaunce obsolete

ریشه‌شناسی

From Anglo-Norman alegaunce, meaning loyalty of a liege-servant to one's lord, from Old French lige 'vassal'.

اسم

جمع
allegiances
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

وفاداری، پیروی، بیعت، عهد

Loyalty to some cause, nation or ruler.

they took the oath of allegiance to the flag

آنان سوگند وفاداری به پرچم را ادا کردند.

In the Middle Ages, a knight owed allegiance to his lord.

در قرون وسطی، یک شوالیه نسبت به ارباب خود وظیفه‌ی رعیت داشت.

مترادف‌ها: adherence، fidelity، loyalty

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه allegiance را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.