دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی alienation به فارسی
عمل بیگانه کردن یا دور کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English alienacioun, from Old French alienacion, from Latin aliēnātiōnem.
اسم
- جمع
- alienations
- شمارشپذیری
- usually uncountable
عمل بیگانه کردن یا دور کردن
The act of alienating.
The alienation of that viewing demographic is a poor business decision.
بیگانه کردن آن گروه مخاطب تصمیم تجاری بدی است.
بیگانگی، جدایی، دوری
The state of being alienated.
a feeling of alienation and despair among the youth
احساس بیگانگی و یاس در جوانان
مترادفها: estrangement
انزوای عاطفی، گسستگی
Emotional isolation or dissociation.
She suffered from emotional alienation after the divorce.
او پس از طلاق دچار انزوای عاطفی شد.
اثر بیگانگی (در تئاتر)، فاصلهگذاری
Verfremdungseffekt.
The play uses the alienation effect to keep the audience critical.
نمایش از اثر بیگانگی برای حفظ نگرش انتقادی تماشاگران استفاده میکند.
واگذاری ملک
The transfer of property to another person.
The alienation of the property was completed last week.
واگذاری ملک هفته گذشته تکمیل شد.
ازخودبیگانگی، بیگانگی از طبیعت انسانی بر اثر تقسیم کار و جامعه طبقاتی
The estrangement of people from aspects of their human nature as a consequence of the division of labour and living in a society of stratified social classes.
Marx argued that capitalism leads to the alienation of the worker.
مارکس استدلال کرد که سرمایهداری به ازخودبیگانگی کارگر منجر میشود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه alienation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.