دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی alias به فارسی
در غیر این صورت، به عبارتی دیگر، معروف به
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin alias meaning at another time.
قید
در غیر این صورت، به عبارتی دیگر، معروف به
Otherwise; at another time; in other circumstances; also known as.
The famous singer, alias Lady Gaga, is known worldwide.
خواننده معروف، معروف به لیدی گاگا، در سراسر جهان شناخته شده است.
مترادفها: AKA
واژههای همرده: FKA، PKA
برای وصل کردن نامهای مختلف شخصی که با دو یا چند نام شناخته شده است به کار میرود
Used to connect the different names of a person who has gone by two or more, and whose true name is for any cause doubtful.
Smith, alias Simpson.
اسمیت، معروف به سیمپسون.
اسم
- جمع
- aliases
اسم مستعار، نام مستعار
Another name; especially, an assumed name.
The famous author wrote under an alias to keep her identity secret.
نویسنده معروف با نام مستعار مینوشت تا هویت خود را مخفی نگه دارد.
مترادفها: pseudonym، AKA
واژههای خاصتر: pen name، nom de plume
حکم ثانویه، رأی دوم پس از انقضای رأی اول
A second or further writ issued after a first writ has expired without effect.
After the first writ expired, the court issued an alias.
پس از انقضای حکم اول، دادگاه حکم ثانویه صادر کرد.
نام مستعار (در رایانه) که جایگزین رشتهای از دستورات میشود
An abbreviation that replaces a string of commands and thereby reduces typing when performing routine actions or tasks.
In Unix, you can create an alias for a long command.
در یونیکس میتوانید یک نام مستعار برای یک دستور طولانی ایجاد کنید.
سیگنال کاذب ناشی از فناوری
A false signal generated as a technological artifact.
The alias caused interference in the audio.
سیگنال کاذب باعث ایجاد تداخل در صدا شد.
فعل
- سومشخص مفرد
- aliases
- وجه وصفی حال
- aliasing
- گذشته ساده
- aliased
- اسم مفعول
- aliased
نام مستعار دادن، نام دوم اختصاص دادن
To assign an additional name to an entity, often a more user-friendly one.
You can alias the command to make it easier.
میتوانید دستور را نام مستعار دهید تا آسانتر شود.
غیرقابل تشخیص شدن، ادغام شدن
To make or become indistinguishable.
When sampling, frequencies can alias.
در نمونهبرداری، فرکانسها میتوانند ادغام شوند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه alias را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.