دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی alias به فارسی

در غیر این صورت، به عبارتی دیگر، معروف به

بریتانیایی: /ˈeɪ.li.əs/ آمریکایی: /ˈeɪ.li.əs/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin alias meaning at another time.

قید

۱.

در غیر این صورت، به عبارتی دیگر، معروف به

Otherwise; at another time; in other circumstances; also known as.

The famous singer, alias Lady Gaga, is known worldwide.

خواننده معروف، معروف به لیدی گاگا، در سراسر جهان شناخته شده است.

مترادف‌ها: AKA

واژه‌های هم‌رده: FKA، PKA

۲.

برای وصل کردن نام‌های مختلف شخصی که با دو یا چند نام شناخته شده است به کار می‌رود

حقوق

Used to connect the different names of a person who has gone by two or more, and whose true name is for any cause doubtful.

Smith, alias Simpson.

اسمیت، معروف به سیمپسون.

اسم

جمع
aliases
۳.

اسم مستعار، نام مستعار

Another name; especially, an assumed name.

The famous author wrote under an alias to keep her identity secret.

نویسنده معروف با نام مستعار می‌نوشت تا هویت خود را مخفی نگه دارد.

مترادف‌ها: pseudonym، AKA

واژه‌های خاص‌تر: pen name، nom de plume

۴.

حکم ثانویه، رأی دوم پس از انقضای رأی اول

حقوق

A second or further writ issued after a first writ has expired without effect.

After the first writ expired, the court issued an alias.

پس از انقضای حکم اول، دادگاه حکم ثانویه صادر کرد.

۵.

نام مستعار (در رایانه) که جایگزین رشته‌ای از دستورات می‌شود

رایانه

An abbreviation that replaces a string of commands and thereby reduces typing when performing routine actions or tasks.

In Unix, you can create an alias for a long command.

در یونیکس می‌توانید یک نام مستعار برای یک دستور طولانی ایجاد کنید.

۶.

سیگنال کاذب ناشی از فناوری

پردازش سیگنال

A false signal generated as a technological artifact.

The alias caused interference in the audio.

سیگنال کاذب باعث ایجاد تداخل در صدا شد.

فعل

سوم‌شخص مفرد
aliases
وجه وصفی حال
aliasing
گذشته ساده
aliased
اسم مفعول
aliased
۷.

نام مستعار دادن، نام دوم اختصاص دادن

گذرارایانه

To assign an additional name to an entity, often a more user-friendly one.

You can alias the command to make it easier.

می‌توانید دستور را نام مستعار دهید تا آسان‌تر شود.

۸.

غیرقابل تشخیص شدن، ادغام شدن

ambitransitiveپردازش سیگنال

To make or become indistinguishable.

When sampling, frequencies can alias.

در نمونه‌برداری، فرکانس‌ها می‌توانند ادغام شوند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه alias را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.