دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی algorithm به فارسی
مجموعهای از مراحل مرتب که یک مسئله ریاضی را حل میکند. یک برنامه گامبهگام دقیق برای یک روش محاسباتی که احتمالاً با یک مقدار ورودی شروع میشود و در تعداد محدودی گام یک مقدار خروجی تولید میکند.
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: algorism obsolete؛ augrim obsolete
ریشهشناسی
From Arabic الخوارزمي (al-Khwārizmī), the name of a Persian mathematician.
اسم
- جمع
- algorithms
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
مجموعهای از مراحل مرتب که یک مسئله ریاضی را حل میکند. یک برنامه گامبهگام دقیق برای یک روش محاسباتی که احتمالاً با یک مقدار ورودی شروع میشود و در تعداد محدودی گام یک مقدار خروجی تولید میکند.
A collection of ordered steps that solve a mathematical problem. A precise step-by-step plan for a computational procedure that possibly begins with an input value and yields an output value in a finite number of steps.
The algorithm was designed to solve complex mathematical problems efficiently.
الگوریتم برای حل مسائل پیچیده ریاضی به طور کارآمد طراحی شده بود.
فلوچارت یا نموداری که فرآیند تصمیمگیری را برای کاربران انسانی، به ویژه متخصصان بهداشت و درمان، نشان میدهد.
A flowchart illustrating a decision-making process for human users, especially health care professionals.
Doctors often use an algorithm to decide on a treatment plan.
پزشکان اغلب از یک الگوریتم برای تصمیمگیری در مورد برنامه درمانی استفاده میکنند.
محاسبه با اعداد عربی؛ علم حساب با ارقام عربی
Calculation with Arabic numerals; algorism.
In medieval arithmetic, algorithm referred to the practice of calculating with Arabic numerals.
در حساب قرون وسطی، algorithm به روش محاسبه با اعداد عربی اشاره داشت.
نرمافزاری که تعیین میکند چه محتوایی در یک پلتفرم به کاربران نمایش داده شود.
Software that makes content display determinations on a platform, in totality of effect upon all end users (within a potential audience).
The social media platform's algorithm decides what appears in your feed.
الگوریتم پلتفرم رسانه اجتماعی تعیین میکند چه چیزی در فید شما ظاهر شود.
روح زمانه تحت تأثیر الگوریتم؛ محتوایی که ترند یا وایرال میشود یا افرادی که به شخصیت اصلی تبدیل یا کنسل میشوند.
The influenced zeitgeist: what content ends up trending or viral, or what persons become a main character or cancelled.
The algorithm made that video go viral overnight.
الگوریتم باعث شد آن ویدیو یک شبه وایرال شود.
انتخابهای شخصیسازیشدهای که یک کاربر خاص میبیند؛ ریزهدفگیری که کاربر در معرض آن است.
The actual personalized selections of content seen by specific user(s), the microtargeting to which they are subject.
My algorithm shows me mostly cat videos.
الگوریتم من بیشتر ویدیوهای گربه را به من نشان میدهد.
واژههای خاصتر: filter bubble
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه algorithm را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.