دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی acknowledge به فارسی
اذعان کردن، اعتراف کردن، تصدیق کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: acknowledg obsolete؛ acknowelege obsolete؛ aknowledge obsolete
ریشهشناسی
From Middle English aknowen and knowlechen, from Old English oncnāwan and knowledge.
فعل
- سومشخص مفرد
- acknowledges
- وجه وصفی حال
- acknowledging
- گذشته ساده
- acknowledged
- اسم مفعول
- acknowledged
اذعان کردن، اعتراف کردن، تصدیق کردن
To admit the truth or existence of something.
The judge acknowledged the rightness of their claim.
قاضی درست بودن ادعای آنها را تصدیق کرد.
مترادفها: recognize، admit
محل گذاشتن، اعتنا کردن، به رسمیت شناختن
To recognize someone's authority, status, or relationship; to give recognition to.
He didn't acknowledge my presence.
او حضور مرا نادیده گرفت.
مترادفها: recognize، admit، concede
قدردانی کردن، تشکر کردن، سپاسگزاری کردن
To express gratitude for something.
We acknowledged the nurse's kindness with a gift.
با تقدیم هدیهای از مهربانیهای پرستار قدردانی کردیم.
اعلام دریافت کردن، رسید چیزی را اعلام کردن
To confirm receipt of something, such as a message.
We hereby acknowledge the receipt of your letter.
بدین وسیله وصول نامهی شما را اعلام میداریم.
تصدیق صحت یا قانونی بودن سند، تصدیق محضری
To formally accept or validate a legal document.
To acknowledge a deed.
اعتبار سندی را تایید کردن.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه acknowledge را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.