دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی accomplice به فارسی

شریک جرم، همدست، معاون جرم

بریتانیایی: /əˈkʌm.plɪs/ آمریکایی: /əˈkɑːm.plɪs/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

Followed by with or of before a person and by in or to before the crime.

ریشه‌شناسی

From Old French complice (confederate), from Latin complicāre (to fold together). The article a became part of the word.

اسم

جمع
accomplices
شمارش‌پذیری
countable
۱.

شریک جرم، همدست، معاون جرم

حقوق

An associate in the commission of a crime; a participator in an offense, whether a principal or an accessory.

He was betrayed by his accomplice.

شریک جرمش او را لو داد.

مترادف‌ها: abettor، accessory، confederate

۲.

همکار، هم‌دست

نادر

A cooperator.

She was my accomplice in the project.

او همکار من در پروژه بود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه accomplice را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.