دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی accessible به فارسی

به راحتی قابل دسترسی یا نزدیک شدن

بریتانیایی: /əkˈses.ə.bəl/ آمریکایی: /əkˈses.ə.bəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From French, from Late Latin accessibilis, from accessus, past participle of accēdō 'to approach', equivalent to access + -ible.

صفت

صفت تفضیلی
more accessible
صفت عالی
most accessible
۱.

به راحتی قابل دسترسی یا نزدیک شدن

Easy of access or approach.

a town which is accessible by train

شهری که می‌توان با راه آهن به آن رفت و آمد کرد.

مترادف‌ها: approachable

۲.

قابل استفاده برای افراد دارای معلولیت

Built or designed as to be usable by people with disabilities.

The building has an accessible entrance.

ساختمان ورودی قابل دسترسی دارد.

۳.

خوش برخورد

Easy to get along with.

an accessible and honest man

یک مرد خوش برخورد و امین

مترادف‌ها: easy-going، friendly، welcoming

۴.

گشوده به تأثیر

Open to the influence of.

he is accessible to flattery

چاپلوسی در او اثر می‌کند.

۵.

قابل دستیابی، در دسترس

Obtainable; to be got at.

a book which is accessible to all students

کتابی که در دسترس همه‌ی دانش‌آموزان است.

۶.

سهل آموز، قابل فهم، همه کس فهم

هنرادبیات

Easily understood or appreciated.

readily accessible to the non-professional reader

به آسانی قابل درک برای خوانندگان غیرمتخصص

۷.

قابل استفاده یا مشاهده

Capable of being used or seen.

The data is accessible online.

داده‌ها به صورت آنلاین قابل دسترسی هستند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه accessible را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.