دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی accessible به فارسی
به راحتی قابل دسترسی یا نزدیک شدن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French, from Late Latin accessibilis, from accessus, past participle of accēdō 'to approach', equivalent to access + -ible.
صفت
- صفت تفضیلی
- more accessible
- صفت عالی
- most accessible
به راحتی قابل دسترسی یا نزدیک شدن
Easy of access or approach.
a town which is accessible by train
شهری که میتوان با راه آهن به آن رفت و آمد کرد.
مترادفها: approachable
قابل استفاده برای افراد دارای معلولیت
Built or designed as to be usable by people with disabilities.
The building has an accessible entrance.
ساختمان ورودی قابل دسترسی دارد.
خوش برخورد
Easy to get along with.
an accessible and honest man
یک مرد خوش برخورد و امین
مترادفها: easy-going، friendly، welcoming
گشوده به تأثیر
Open to the influence of.
he is accessible to flattery
چاپلوسی در او اثر میکند.
قابل دستیابی، در دسترس
Obtainable; to be got at.
a book which is accessible to all students
کتابی که در دسترس همهی دانشآموزان است.
سهل آموز، قابل فهم، همه کس فهم
Easily understood or appreciated.
readily accessible to the non-professional reader
به آسانی قابل درک برای خوانندگان غیرمتخصص
قابل استفاده یا مشاهده
Capable of being used or seen.
The data is accessible online.
دادهها به صورت آنلاین قابل دسترسی هستند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه accessible را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.