دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی visceral به فارسی

وابسته به امعا و احشا، اندرونه‌ای، احشایی

بریتانیایی: /ˈvɪs.ər.əl/ آمریکایی: /ˈvɪs.ər.əl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Medieval Latin visceralis, from Latin viscera (internal organs).

صفت

صفت تفضیلی
more visceral
صفت عالی
most visceral
۱.

وابسته به امعا و احشا، اندرونه‌ای، احشایی

کالبدشناسی

Of or relating to the viscera (internal organs of the body).

The surgeon removed the visceral remains.

جراح بقایای احشایی را خارج کرد.

مترادف‌ها: splanchnic

متضادها: parietal

۲.

درگیرکنندهٔ احشا

آسیب‌شناسی

Of a disease: involving the viscera.

Visceral leishmaniasis affects internal organs.

لیشمانیوز احشایی اندام‌های داخلی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

۳.

احشایی، غریزی، از ته دل

Relating to deep internal feelings or sensibility, as opposed to intellect.

He had a visceral reaction to the horror movie.

او نسبت به فیلم ترسناک واکنشی احشایی داشت.

متضادها: cerebral

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه visceral را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.