دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی visionary به فارسی
دوراندیش، ژرفبین، بصیر
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From vision + -ary.
صفت
- صفت تفضیلی
- more visionary
- صفت عالی
- most visionary
دوراندیش، ژرفبین، بصیر
Having vision or foresight.
The visionary leader planned for the future of the company with great insight.
رهبر دوراندیش با بصیرت فراوان برای آینده شرکت برنامهریزی کرد.
خیالی، رویایی، تصوری، غیر واقعی
Imaginary or illusory.
a visionary world of wealth and prosperity
دنیای رویایی ثروت و رونق
پیشگویانه، وحیآسا
Prophetic or revelatory.
The prophet delivered a visionary message about the coming judgment.
پیامبر پیامی پیشگویانه درباره داوری آینده ابلاغ کرد.
غیر عملی، نشدنی، آرمانگرایانه
Idealistic or utopian.
a visionary scheme
یک نقشهی غیرعملی
اسم
- جمع
- visionaries
آدمی که خوابنما میشود، غیبگو، رازبین
Someone who has visions; a seer.
an old visionary who predicted the famine
غیبگوی کهنسالی که قحطی را پیشبینی کرد.
خیالباف، آرمانگرای افراطی، اهل خواب و خیال
An impractical dreamer.
they laughed and called him a visionary
آنان خندیدند و او را خیالباف نامیدند.
دوراندیش، آیندهنگر خلاق
Someone who has creative and positive ideas about the future.
The visionary planned for the future of the company.
آن دوراندیش برای آینده شرکت برنامهریزی کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه visionary را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.