دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی versatile به فارسی
چندکاره، چندهنره، همهفن حریف
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin versātilis, meaning turning easily.
صفت
- صفت تفضیلی
- more versatile
- صفت عالی
- most versatile
چندکاره، چندهنره، همهفن حریف
Capable of doing many things competently.
a versatile worker
یک کارگر چندکاره
چندکاربردی، چندسویه
Having varied uses or many functions.
a versatile combat weapon
یک سلاح جنگی چندکاربردی
تغییرپذیر یا بیثبات
Changeable or inconstant.
The versatile nature of the project made it difficult to set a clear plan.
ماهیت جنبا و بیثبات پروژه، تعیین یک برنامه روشن را دشوار ساخته بود.
هرسوگرد، آزادگرد
Capable of moving freely in all directions.
The versatile plant can rotate its leaves to follow the sun.
گیاه هرسوگرد میتواند برگهای خود را برای دنبال کردن خورشید بچرخاند.
همفعال (قادر به ایفای نقش فعال یا منفعل در رابطه مقعدی)
Willing to take either a penetrative or receptive role in anal sex.
He identifies as versatile.
او خود را همفعال معرفی میکند.
مترادفها: vers
چندحالته (قادر به ایفای نقش غالب یا مطیع)
Being a switch; capable of taking either a dominant or a submissive role.
In BDSM, a versatile person can be dominant or submissive.
در بیدیاسام، یک فرد چندحالته میتواند غالب یا مطیع باشد.
مترادفها: switchy
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه versatile را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.