دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی vibrant به فارسی

پر جنب و جوش، زنده، پرجوش و خروش، پرشور، پویان، سرزنده

بریتانیایی: /ˈvaɪ.brənt/ آمریکایی: /ˈvaɪ.brənt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From French vibrant, from Latin vibrans, present participle of vibrare (to vibrate).

صفت

صفت تفضیلی
more vibrant
صفت عالی
most vibrant
۱.

پر جنب و جوش، زنده، پرجوش و خروش، پرشور، پویان، سرزنده

Pulsing with energy or activity.

He has a vibrant personality.

او شخصیتی سرزنده دارد.

مترادف‌ها: dynamic، energetic، spirited

۲.

پر جنب و جوش، زنده، سرزنده

Lively and vigorous.

vibrant streets

خیابان‌های پر جنب و جوش

۳.

مرتعش، لرزان، پرطنین

Vibrating, resonant or resounding.

The vibrant sound of the bell echoed through the valley.

صدای پرطنین زنگ در سراسر دره پیچید.

مترادف‌ها: booming، resonant

۴.

زنده، درخشان، روشن

Bright (of a color).

the grass was a vibrant green

چمن رنگ سبز درخشانی داشت.

مترادف‌ها: dazzling، luminous

اسم

جمع
vibrants
۵.

همخوان لرزشی، هر یک از همخوان‌های زنشی و لرزشی

آواشناسی

Any of a class of consonants including taps and trills.

The Spanish 'r' is a vibrant.

«ر» اسپانیایی یک همخوان لرزشی است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه vibrant را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.