دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی vibrant به فارسی
پر جنب و جوش، زنده، پرجوش و خروش، پرشور، پویان، سرزنده
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French vibrant, from Latin vibrans, present participle of vibrare (to vibrate).
صفت
- صفت تفضیلی
- more vibrant
- صفت عالی
- most vibrant
پر جنب و جوش، زنده، پرجوش و خروش، پرشور، پویان، سرزنده
Pulsing with energy or activity.
He has a vibrant personality.
او شخصیتی سرزنده دارد.
مترادفها: dynamic، energetic، spirited
پر جنب و جوش، زنده، سرزنده
Lively and vigorous.
vibrant streets
خیابانهای پر جنب و جوش
مرتعش، لرزان، پرطنین
Vibrating, resonant or resounding.
The vibrant sound of the bell echoed through the valley.
صدای پرطنین زنگ در سراسر دره پیچید.
مترادفها: booming، resonant
زنده، درخشان، روشن
Bright (of a color).
the grass was a vibrant green
چمن رنگ سبز درخشانی داشت.
مترادفها: dazzling، luminous
اسم
- جمع
- vibrants
همخوان لرزشی، هر یک از همخوانهای زنشی و لرزشی
Any of a class of consonants including taps and trills.
The Spanish 'r' is a vibrant.
«ر» اسپانیایی یک همخوان لرزشی است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه vibrant را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.