دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی verification به فارسی

عمل تایید، اثبات

بریتانیایی: /ˌver.ɪ.fɪˈkeɪ.ʃən/ آمریکایی: /ˌver.ə.fəˈkeɪ.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French verification, from Medieval Latin verificatio.

اسم

جمع
verifications
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

عمل تایید، اثبات

The act of verifying.

We need verification of your identity before we can process your request.

ما به تایید هویت شما نیاز داریم قبل از اینکه بتوانیم درخواست شما را پردازش کنیم.

۲.

حالت تایید شده

The state of being verified.

The verification of the data took several hours.

تایید داده‌ها چندین ساعت طول کشید.

۳.

تایید، اثبات صحت

Confirmation; authentication.

The detective needs verification of your whereabouts last night.

کارآگاه نیاز به تایید حضور شما در دیشب دارد.

۴.

تایید رسمی، تصدیق

حقوق

A formal phrase used in concluding a plea, to denote confirmation by evidence.

The lawyer submitted a verification to the court to confirm his client's claim.

وکیل یک تعهد کتبی به دادگاه ارائه داد تا ادعای موکلش را ثابت کند.

۵.

عملیات آزمایش معادله یک مسئله برای بررسی اینکه آیا شرایط مسئله را به درستی بیان می‌کند

ریاضیات

The operation of testing the equation of a problem, to see whether it truly expresses the conditions of the problem.

The verification of the equation confirmed the solution.

درستی‌سنجی معادله، راه‌حل را تأیید کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه verification را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.