دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی pursuit به فارسی
تعقیب، دنبالگیری، پیگیری، ردگیری، پیگرد
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: poursuit obsolete؛ pursuite obsolete؛ pursiut obsolete
ریشهشناسی
From Old French poursuite, from porsuir (to pursue).
اسم
- جمع
- pursuits
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
تعقیب، دنبالگیری، پیگیری، ردگیری، پیگرد
The act of pursuing.
Unremitting pursuit of wealth doesn't bring happiness.
تعقیب بیوقفه ثروت خوشبختی نمیآورد.
مترادفها: pursual
سرگرمی، فعالیت تفریحی
A hobby or recreational activity, done regularly.
She has many artistic pursuits.
او فعالیتهای هنری زیادی دارد.
رشتهای در دوچرخهسواری پیست که دو تیم از دو طرف پیست شروع کرده و سعی در گرفتن حریف دارند.
A discipline in track cycling where two opposing teams start on opposite sides of the track and try to catch their opponents.
The team won the pursuit event.
تیم در رویداد تعقیبی برنده شد.
تعقیب قضایی، پیگرد قانونی
Prosecution.
The pursuit by the Crown for the offender was begun in the King’s Bench.
پیگرد متهم توسط تاج و تخت در دادگاه شاهی آغاز شد.
اصطلاحها و عبارتها
in hot pursuit
سخت در تعقیب
Following someone or something closely and determinedly.
a cat with the dogs in hot pursuit
گربهای که سگها سخت در تعقیب او بودند
in pursuit of (something)
به دنبال (چیزی)، در پی چیزی
In the process of trying to achieve or obtain something.
He moved to the city in pursuit of a better job.
او به دنبال شغل بهتر به شهر نقل مکان کرد.
عبارتهای مرتبط
- in hot pursuit
- سخت در تعقیب
- in pursuit of (something)
- به دنبال (چیزی)، در پی چیزی
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه pursuit را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.