دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی vat به فارسی
خمره، خم، تغار، پاتیل
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English vat, variant of fat, from Old English fæt, from Proto-Germanic *fatą.
اسم
- جمع
- vats
- شمارشپذیری
- countable
خمره، خم، تغار، پاتیل
A large tub, such as is used for making wine or for tanning.
The wine is aged in a large oak vat.
شراب در یک خمره بزرگ بلوط کهنه میشود.
ظرف آب مقدس
A vessel for holding holy water.
The priest blessed the vat of holy water.
کشیش ظرف آب مقدس را برکت داد.
یکای حجم معادل هکتولیتر
A liquid measure and dry measure, especially in Belgium and Holland, corresponding to the hectolitre.
The broker measured out a vat of grain for shipment.
کارگزار یک هکتولیتر غله را برای حمل و نقل اندازهکِشی کرد.
فعل
- سومشخص مفرد
- vats
- وجه وصفی حال
- vatting
- گذشته ساده
- vatted
- اسم مفعول
- vatted
در خمره ریختن، در خم نگهداری کردن
To put into a vat.
The wine is vatted for six months.
شراب به مدت شش ماه در خمره نگهداری میشود.
در خمره مخلوط کردن، ترکیب کردن
To blend (wines or spirits) in a vat; figuratively, to mix or blend elements.
They vatted different whiskies to create a blend.
آنها ویسکیهای مختلف را در خمره مخلوط کردند تا یک ترکیب بسازند.
صفت
مربوط به رنگهای خمرهای (رنگهای مقاوم)
Designating a vat dye.
Vat dyes are known for their colorfastness.
رنگهای خمرهای به دلیل ثبات رنگ خود شناخته میشوند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه vat را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.