دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی vast به فارسی
بسیار بزرگ، عظیم، سترگ، پهناور، وسیع
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French vaste, from Latin vastus, meaning void or immense.
صفت
- صفت تفضیلی
- vaster، more vast
- صفت عالی
- vastest، most vast
بسیار بزرگ، عظیم، سترگ، پهناور، وسیع
Very large or wide in size, amount, degree, intensity, or extent.
The Sahara desert is vast.
صحرای صحرا پهناور است.
بیابانی، متروک، خالی از سکنه
Waste; desert; desolate; lonely.
The vast, forsaken plain lay desolate beneath a gray sky.
دشتِ وسیعِ بیجان زیر آسمانِ灰ی پهناور بود.
اسم
- جمع
- vasts
فضای عظیم، عظمت، وسعت
A vast space.
The explorer gazed at the vast of heaven.
کاوشگر به عظمت کاینات خیره شد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه vast را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.