دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی vast به فارسی

بسیار بزرگ، عظیم، سترگ، پهناور، وسیع

بریتانیایی: /vɑːst/ آمریکایی: /væst/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French vaste, from Latin vastus, meaning void or immense.

صفت

صفت تفضیلی
vaster، more vast
صفت عالی
vastest، most vast
۱.

بسیار بزرگ، عظیم، سترگ، پهناور، وسیع

Very large or wide in size, amount, degree, intensity, or extent.

The Sahara desert is vast.

صحرای صحرا پهناور است.

۲.

بیابانی، متروک، خالی از سکنه

منسوخ

Waste; desert; desolate; lonely.

The vast, forsaken plain lay desolate beneath a gray sky.

دشتِ وسیعِ بی‌جان زیر آسمانِ灰ی پهناور بود.

اسم

جمع
vasts
۳.

فضای عظیم، عظمت، وسعت

شاعرانه

A vast space.

The explorer gazed at the vast of heaven.

کاوشگر به عظمت کاینات خیره شد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه vast را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.