دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی vector به فارسی

بردار، کمیتی با اندازه و جهت

بریتانیایی: /ˈvek.tər/ آمریکایی: /ˈvek.tɚ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin vector, from vehō (to carry).

اسم

جمع
vectors
۱.

بردار، کمیتی با اندازه و جهت

ریاضیفیزیک

A quantity having both magnitude and direction.

Velocity is a vector defined by speed and direction.

سرعت یک بردار است که با سرعت و جهت تعریف می‌شود.

واژه‌های عام‌تر: tensor

۲.

بردار، ماتریس یک‌بعدی

ریاضیرایانه

An ordered tuple or one-dimensional matrix.

Computers store data as vectors for processing.

رایانه‌ها داده‌ها را به صورت بردار برای پردازش ذخیره می‌کنند.

واژه‌های عام‌تر: matrix

۳.

عضو یک فضای برداری

ریاضی

A member of a vector space.

Polynomials with rational coefficients form a vector space.

چندجمله‌ای‌ها با ضرایب گویا یک فضای برداری تشکیل می‌دهند.

۴.

مسیر هواپیما، گذرراه

هوانوردی

A course or direction for motion, as of an aircraft.

The pilot adjusted the plane's vector to avoid turbulence.

خلبان مسیر هواپیما را تغییر داد تا از تلاطم جلوگیری کند.

۵.

ناقل بیماری، حامل

همه‌گیرشناسی

A carrier of a disease-causing agent.

Mosquitoes are vectors for malaria and dengue.

پشه‌ها ناقل مالاریا و دنگی هستند.

۶.

ناقل (شایعه یا فرهنگ)

جامعه‌شناسی

A person or entity that passes along an urban legend or meme.

Social media can be a vector for misinformation.

رسانه‌های اجتماعی می‌توانند ناقل اطلاعات نادرست باشند.

۷.

مسئله‌ای روانی-اجتماعی که رشد شخصیت را تحریک می‌کند

روان‌شناسی

A recurring psychosocial issue that stimulates personality development.

The vector of conflict led to personal growth.

نیروی محرک تعارض منجر به رشد شخصی شد.

۸.

مسیر حرکت چشم در متن بصری

طراحی

The way the eyes are drawn across a visual text.

The cover design creates a vector from the title to the image.

طراحی جلد یک مسیر بصری از عنوان به تصویر ایجاد می‌کند.

۹.

آدرس حافظه حاوی آدرس نقطه ورود کد

رایانهسیستم‌عامل

A memory address containing the address of a code entry point.

The interrupt vector points to the handler routine.

بردار وقفه به روال کنترل‌کننده اشاره می‌کند.

۱۰.

آرایه‌ای با اندازه پویا

برنامه‌نویسی

A dynamically resizable array.

C++ vectors can grow and shrink at runtime.

بردارهای C++ می‌توانند در زمان اجرا بزرگ و کوچک شوند.

۱۱.

گرافیک برداری

گرافیک رایانه

A graphical representation using outlines; vector graphics.

Vector images scale without losing quality.

تصاویر برداری بدون افت کیفیت بزرگنمایی می‌شوند.

واژه‌های هم‌رده: raster

۱۲.

ناقل (DNA)، حامل ژنتیکی

زیست‌شناسی مولکولی

A DNA molecule used to carry genetic information into another organism.

Plasmids are common vectors in genetic engineering.

پلاسمیدها ناقل‌های رایج در مهندسی ژنتیک هستند.

۱۳.

نیروها یا روندهایی که مسیر تاریخ را تحت تأثیر قرار می‌دهند

استعاری

Forces or developments that influence the trajectory of history.

Imperialism was a vector of global change.

امپریالیسم نیروی محرک تغییر جهانی بود.

فعل

سوم‌شخص مفرد
vectors
وجه وصفی حال
vectoring
گذشته ساده
vectored
اسم مفعول
vectored
۱۴.

مسیر تعیین کردن (برای هواپیما)

گذراهوانوردی

To set (an aircraft) on a course toward a selected point.

The pilot vectored the plane towards the airport.

خلبان مسیر هواپیما را به سمت فرودگاه تعیین کرد.

۱۵.

به یک بردار یا نقطه ورود کد هدایت کردن

گذرارایانه

To redirect to a vector or code entry point.

The interrupt was vectored to the handler.

وقفه به کنترل‌کننده هدایت شد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه vector را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.