دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی vector به فارسی
بردار، کمیتی با اندازه و جهت
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin vector, from vehō (to carry).
اسم
- جمع
- vectors
بردار، کمیتی با اندازه و جهت
A quantity having both magnitude and direction.
Velocity is a vector defined by speed and direction.
سرعت یک بردار است که با سرعت و جهت تعریف میشود.
واژههای عامتر: tensor
بردار، ماتریس یکبعدی
An ordered tuple or one-dimensional matrix.
Computers store data as vectors for processing.
رایانهها دادهها را به صورت بردار برای پردازش ذخیره میکنند.
واژههای عامتر: matrix
عضو یک فضای برداری
A member of a vector space.
Polynomials with rational coefficients form a vector space.
چندجملهایها با ضرایب گویا یک فضای برداری تشکیل میدهند.
مسیر هواپیما، گذرراه
A course or direction for motion, as of an aircraft.
The pilot adjusted the plane's vector to avoid turbulence.
خلبان مسیر هواپیما را تغییر داد تا از تلاطم جلوگیری کند.
ناقل بیماری، حامل
A carrier of a disease-causing agent.
Mosquitoes are vectors for malaria and dengue.
پشهها ناقل مالاریا و دنگی هستند.
ناقل (شایعه یا فرهنگ)
A person or entity that passes along an urban legend or meme.
Social media can be a vector for misinformation.
رسانههای اجتماعی میتوانند ناقل اطلاعات نادرست باشند.
مسئلهای روانی-اجتماعی که رشد شخصیت را تحریک میکند
A recurring psychosocial issue that stimulates personality development.
The vector of conflict led to personal growth.
نیروی محرک تعارض منجر به رشد شخصی شد.
مسیر حرکت چشم در متن بصری
The way the eyes are drawn across a visual text.
The cover design creates a vector from the title to the image.
طراحی جلد یک مسیر بصری از عنوان به تصویر ایجاد میکند.
آدرس حافظه حاوی آدرس نقطه ورود کد
A memory address containing the address of a code entry point.
The interrupt vector points to the handler routine.
بردار وقفه به روال کنترلکننده اشاره میکند.
آرایهای با اندازه پویا
A dynamically resizable array.
C++ vectors can grow and shrink at runtime.
بردارهای C++ میتوانند در زمان اجرا بزرگ و کوچک شوند.
گرافیک برداری
A graphical representation using outlines; vector graphics.
Vector images scale without losing quality.
تصاویر برداری بدون افت کیفیت بزرگنمایی میشوند.
واژههای همرده: raster
ناقل (DNA)، حامل ژنتیکی
A DNA molecule used to carry genetic information into another organism.
Plasmids are common vectors in genetic engineering.
پلاسمیدها ناقلهای رایج در مهندسی ژنتیک هستند.
نیروها یا روندهایی که مسیر تاریخ را تحت تأثیر قرار میدهند
Forces or developments that influence the trajectory of history.
Imperialism was a vector of global change.
امپریالیسم نیروی محرک تغییر جهانی بود.
فعل
- سومشخص مفرد
- vectors
- وجه وصفی حال
- vectoring
- گذشته ساده
- vectored
- اسم مفعول
- vectored
مسیر تعیین کردن (برای هواپیما)
To set (an aircraft) on a course toward a selected point.
The pilot vectored the plane towards the airport.
خلبان مسیر هواپیما را به سمت فرودگاه تعیین کرد.
به یک بردار یا نقطه ورود کد هدایت کردن
To redirect to a vector or code entry point.
The interrupt was vectored to the handler.
وقفه به کنترلکننده هدایت شد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه vector را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.