دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی variant به فارسی
گوناگون، متنوع، متفاوت
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: variaunt obsolete
ریشهشناسی
From Old French variant, from Latin variāns, present participle of variō (to change).
صفت
- صفت تفضیلی
- more variant
- صفت عالی
- most variant
گوناگون، متنوع، متفاوت
Showing variety; diverse.
The region has variant landscapes.
این منطقه مناظر متنوعی دارد.
متفاوت، ناهمساز
Showing deviation or disagreement.
They hold variant points of view.
آنها دیدگاههای متفاوتی دارند.
متغیر، تغییرپذیر
Variable.
The weather was variant in those days, shifting from heat to hail with little warning.
هوا در آن روزها متغیر بود و به ندرت از گرما به تگرگ میرسید.
همورد و/یا پادورد
Covariant and/or contravariant.
This type parameter is variant.
این پارامتر نوع، همورد است.
اسم
- جمع
- variants
گونه، صورت، شکل متفاوت
Something that is slightly different from a type or norm.
All breeds of dog are variants of the species.
همه نژادهای سگ گونههایی از این گونه هستند.
گونه ژنی، توالی متفاوت یک ژن
A different sequence of a gene (locus).
The gene has several known variants.
این ژن چندین گونه شناختهشده دارد.
متغیر چندریختی، متغیر با انواع داده مختلف
A variable that can hold any of various unrelated data types.
Use a variant to store different data types.
برای ذخیره انواع داده مختلف از یک متغیر چندریختی استفاده کنید.
گونه واژه، صورت هممعنی
One of a set of words or other linguistic forms that conveys the same meaning or serves the same function.
"Kerosine" is a variant of "kerosene".
«کروزین» گونهای از «کروزن» است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه variant را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.