دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی unsavory به فارسی

بی‌مزه، بی‌طعم

آمریکایی: /ʌnˈseɪ·və·ri/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: unsavoury UK

ریشه‌شناسی

From un- + savory.

صفت

صفت تفضیلی
more unsavory
صفت عالی
most unsavory
۱.

بی‌مزه، بی‌طعم

Not savory; without flavor.

The soup was unsavory and bland, so I added some spices.

سوپ بی‌مزه و بی‌طعم بود، بنابراین مقداری ادویه اضافه کردم.

۲.

ناخوشایند، نامطبوع، نادلپسند

Of bad taste; distasteful.

The movie had some unsavory scenes.

فیلم صحنه‌های ناخوشایندی داشت.

۳.

ناخوشایند، نادلچسب

Making an activity undesirable.

The unsavory weather ruined our picnic.

هوای ناخوشایند پیک‌نیک ما را خراب کرد.

۴.

ناباب، ناشایست، زشت

Disreputable, not respectable, of questionable moral character.

He hangs around with unsavory characters.

او با اشخاص ناباب رفت و آمد دارد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه unsavory را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.