دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی unreachable به فارسی
دستنیافتنی، غیرقابل دسترسی
بریتانیایی: /ˌʌn.ˈriː.tʃ.ə.bəl/ آمریکایی: /ˌʌn.ˈriː.tʃ.ə.bəl/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From un- + reach + -able.
صفت
۱.
دستنیافتنی، غیرقابل دسترسی
Unable to be reached; impossible to attain.
The summit seemed unreachable.
قله دستنیافتنی به نظر میرسید.
اسم
- جمع
- unreachables
۲.
چیزی یا کسی که قابل دسترسی نیست
A person or thing that cannot be reached.
The island is an unreachable for most tourists.
آن جزیره برای بیشتر گردشگران دستنیافتنی است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه unreachable را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.