دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی universal به فارسی
جهانی، جهانروا، عالمگیر
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin universalis, from universum.
صفت
- صفت تفضیلی
- more universal
- صفت عالی
- most universal
جهانی، جهانروا، عالمگیر
Of or pertaining to the universe.
The universal laws of physics apply everywhere.
قوانین جهانی فیزیک در همه جا صدق میکند.
همگانی، عمومی، جمعی
Common to all members of a group or class.
Universal education is a basic right.
آموزش همگانی یک حق اساسی است.
مترادفها: general
جهانی، جهانروا، دارای عمومیت
Common to all society; worldwide.
She achieved universal fame.
او به شهرت جهانی دست یافت.
نامحدود، بینهایت
Unlimited; vast; infinite.
The universe is universal in its vastness.
جهان در وسعت خود نامحدود است.
مترادفها: infinite
همه کاره، قابل تنظیم
Useful for many purposes; all-purpose.
Use a universal wrench for this job.
برای این کار از آچار همه کاره استفاده کنید.
مترادفها: general-purpose، multi-purpose
اسم
- جمع
- universals
ویژگی یا خاصیت مشترک
A characteristic or property that particular things have in common.
Redness is a universal shared by many objects.
قرمزی یک ویژگی مشترک است که بسیاری از اشیاء دارند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه universal را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.