دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی uninterruptedly به فارسی
بدون وقفه، پیوسته
بریتانیایی: /ʌnˌɪn.tərˈʌp.tɪd.li/ آمریکایی: /ʌnˌɪn.t̬əˈrʌp.tɪd.li/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From uninterrupted + -ly.
قید
۱.
بدون وقفه، پیوسته
Without interruption.
The machine ran uninterruptedly for 24 hours.
دستگاه به مدت ۲۴ ساعت بدون وقفه کار کرد.
مترادفها: ceaselessly، incessantly، nonstop
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه uninterruptedly را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.