دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی unfaithful به فارسی

کافر، بی‌ایمان

بریتانیایی: /ʌnˈfeɪθ.fəl/ آمریکایی: /ʌnˈfeɪθ.fəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English unfeithful, equivalent to un- + faithful.

صفت

صفت تفضیلی
more unfaithful
صفت عالی
most unfaithful
۱.

کافر، بی‌ایمان

کهن

Not having religious faith.

He was accounted unfaithful, for he never prayed or kept the rites of his church.

او به دلیل اینکه هرگز نماز نمی‌خواند یا مراسم کلیسای خود را نگه نمی‌داشت، بی‌ایمان شمرده می‌شد.

۲.

پیمان‌شکن، عهدشکن، بی‌وفا، بدقول

Not keeping good faith; disloyal; not faithful.

an unfaithful friend

دوست بی‌وفا

مترادف‌ها: nonfaithful

۳.

خائن، خیانتکار (در ازدواج و عشق)

Adulterous.

an unfaithful husband

شوهری که به زنش خیانت می‌کند

۴.

غیرقابل‌اعتماد، متقلب

Not honest or upright.

He was unfaithful in the game and changed the rules to win.

او در بازی متقلب بود و قوانین را برای برنده شدن تغییر داد.

۵.

سست‌عهد، ناقص

Negligent or imperfect.

The painting was an unfaithful rendering of its subject.

نقاشی بازنمایی ناقصی از سوژه‌اش بود.

۶.

نادقیق، غیرامین (در ترجمه)

مطالعات ترجمه

Not faithfully rendering the meaning of the source language; incorrect.

The translation was unfaithful to the original text.

ترجمه نسبت به متن اصلی نادقیق بود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه unfaithful را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.