دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی unexplored به فارسی
کشفنشده، ناشناخته، بکر
بریتانیایی: /ʌn.ɪkˈsplɔːd/ آمریکایی: /ʌn.ɪkˈsplɔːrd/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From un- + explored.
صفت
- صفت تفضیلی
- more unexplored
- صفت عالی
- most unexplored
۱.
کشفنشده، ناشناخته، بکر
Not having been explored.
The region remains largely unexplored.
این منطقه تا حد زیادی کشفنشده باقی مانده است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه unexplored را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.