دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی unclearly به فارسی
بهطور نامشخص، مبهم
بریتانیایی: /ʌnˈklɪə.li/ آمریکایی: /ʌnˈklɪr.li/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From unclear + -ly.
قید
- صفت تفضیلی
- more unclearly
- صفت عالی
- most unclearly
۱.
بهطور نامشخص، مبهم
In an unclear manner.
He spoke unclearly.
او نامشخص صحبت کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه unclearly را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.