دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی richly به فارسی

ثروتمندانه، مجلل

بریتانیایی: /ˈrɪtʃ.li/ آمریکایی: /ˈrɪtʃ.li/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English richely, from Old English rīċlīċe, from Proto-West Germanic *rīkīlīkō.

قید

صفت تفضیلی
richlier
صفت عالی
richliest
۱.

ثروتمندانه، مجلل

In a luxurious manner; full of majesty or expression.

The room was richly decorated with gold and velvet.

اتاق به طور ثروتمندانه‌ با طلا و مخمل تزئین شده بود.

۲.

به وفور، فراوان، با رنگ و جزئیات بسیار

In an attractive manner; full of colour or detail.

The garden was richly decorated with colorful flowers.

باغ با گل‌های رنگارنگ به‌طور فراوان تزئین شده بود.

۳.

عمیقاً، با طعم و عطر قوی

In a manner that occupies the non-visual senses; flavourfully, deeply.

The stew was richly flavored with herbs.

خورش با گیاهان معطر طعم‌دار شده بود.

۴.

به سودمندی، به گونه‌ای که ثروت به همراه داشته باشد

Done advantageously, done as to be wealthy.

She married richly and never worried about money.

او به طور ثروتمندانه ازدواج کرد و هرگز نگران پول نبود.

۵.

کاملاً، از هر جهت، به طور کامل

Thoroughly, totally; in an ample manner.

He richly deserves the praise made of him.

او کاملاً مستحق تعریف‌هایی است که از او می‌کنند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه richly را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.