دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی resultant به فارسی
ناشی شده، منتج، حاصله، پیآیند
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin resultāns, present participle of resultō.
صفت
ناشی شده، منتج، حاصله، پیآیند
Following as a result or consequence of something; resulting.
a resultant force
نیروی حاصله
اسم
- جمع
- resultants
نتیجه، پیامد، ثمره، بازآورد
Anything that results from something else; an outcome.
success is the resultant of millions of decisions
موفقیت پیامد میلیونها تصمیمگیری است.
برآیند
A vector that is the vector sum of multiple vectors.
The forces combined to create a resultant force that moved the object.
نیروها با هم ترکیب شدند تا یک نیروی برآیند ایجاد کنند که جسم را حرکت داد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه resultant را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.