دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی resonate به فارسی

طنین انداختن، بازآوا شدن، (صدا) پیچیدن

بریتانیایی: /ˈrez.ən.eɪt/ آمریکایی: /ˈrez.ən.eɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin resonō.

فعل

سوم‌شخص مفرد
resonates
وجه وصفی حال
resonating
گذشته ساده
resonated
اسم مفعول
resonated
۱.

طنین انداختن، بازآوا شدن، (صدا) پیچیدن

ناگذرا

To vibrate or sound, especially in response to another vibration.

The books on top of the piano resonate when he plays certain notes.

کتاب‌های روی پیانو وقتی نت‌های خاصی می‌نوازد طنین می‌اندازند.

۲.

تأثیر گذاشتن، طنین انداختن

ناگذرا

To have an effect or impact; to influence; to engender support.

His words resonated with the crowd.

سخنانش در میان جمعیت طنین افکند.

۳.

هم‌دلی کردن، هماهنگ بودن

ناگذرا

To agree or sympathise, not necessarily perfectly, usually with an emotion, an attitude, or an intellectual position.

Her ideas resonate with many young people.

ایده‌هایش با بسیاری از جوانان هماهنگ است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه resonate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.