دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی renowned به فارسی
مشهور، معروف، پرآوازه، بلند آوازه
بریتانیایی: /rɪˈnaʊnd/ آمریکایی: /rɪˈnaʊnd/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
صفت
۱.
مشهور، معروف، پرآوازه، بلند آوازه
Famous, well-known, prominent.
The renowned artist held an exhibition of her paintings.
هنرمند مشهور نمایشگاهی از نقاشیهایش برگزار کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه renowned را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.