دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی randomize به فارسی
تصادفی کردن، بختی کردن، بختانه کردن
بریتانیایی: /ˈræn.də.maɪz/ آمریکایی: /ˈræn.də.maɪz/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From random + -ize.
فعل
- سومشخص مفرد
- randomizes
- وجه وصفی حال
- randomizing
- گذشته ساده
- randomized
- اسم مفعول
- randomized
۱.
تصادفی کردن، بختی کردن، بختانه کردن
گذرا
To make random in arrangement or selection, especially to remove bias.
The teacher decided to randomize the seating arrangement every month.
معلم تصمیم گرفت که چیدمان صندلیها را هر ماه بختی کند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه randomize را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.