دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی ramification به فارسی
شاخهبندی، انشعاب، چندشاخگی (به ویژه در گیاه یا رگ)
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French ramification, from Medieval Latin rāmificātiō.
اسم
- جمع
- ramifications
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
شاخهبندی، انشعاب، چندشاخگی (به ویژه در گیاه یا رگ)
A branching-out, the act or result of developing branches; specifically the divergence of the stem and limbs of a plant into smaller ones, or of similar developments in blood vessels, anatomical structures etc.
the complex ramifications of some tropical trees
شاخهبندی پیچیدهی برخی درختان استوایی
پیامد، عاقبت، نتیجه (به ویژه پیچیده)
An offshoot of a decision, fact etc.; a consequence or implication, especially one which complicates a situation.
the ramifications of an act
پیامدهای یک عمل
شاخهبندی، آرایش شاخهها
An arrangement of branches.
The tree diagram shows the ramification of the function.
نمودار درختی شاخهبندی تابع را نشان میدهد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه ramification را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.