دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی pushover به فارسی
آدم ساده، زودباور، گولو
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From push over, first use c. 1891.
اسم
- جمع
- pushovers
- شمارشپذیری
- countable
آدم ساده، زودباور، گولو
Someone who is easily swayed or influenced to change their mind or comply.
Tom is such a pushover that he agreed to work the weekend without any extra pay.
تام آنقدر آدم سادهای است که قبول کرد بدون هیچ اضافه حقوقی آخر هفته کار کند.
مترادفها: softy، wuss
کار آسان، کار بیدردسر، مثل آب خوردن
Something that is easy to do or accomplish; an easy task.
The math test was a pushover for Sarah, and she finished it quickly.
آزمون ریاضی برای سارا کار آسانی بود و او سریع آن را تمام کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه pushover را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.