دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی purely به فارسی
کاملاً، تماماً
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
From Middle English purely, equivalent to pure + -ly.
قید
- صفت تفضیلی
- more purely
- صفت عالی
- most purely
کاملاً، تماماً
Wholly; really, completely.
The decision was made purely out of concern for safety.
تصمیم کاملاً از روی نگرانی برای ایمنی گرفته شد.
مترادفها: thoroughly، totally
فقط، صرفاً
Solely; exclusively; merely, simply.
She joined the club purely for social reasons.
او فقط برای دلایل اجتماعی به باشگاه پیوست.
مترادفها: alone
به طور بیآلایش، معصومانه
Chastely, innocently; in a sinless manner, without fault.
She acted purely out of kindness, expecting nothing in return.
او به طور بیآلایش و بدون انتظار هیچ چیز در مقابل، از روی مهربانی عمل کرد.
مترادفها: guiltlessly، sinlessly
به طور خالص، ناب، بیآمیغانه
Without physical adulterants; refinedly, with no admixture.
The gold was refined purely.
طلا به طور خالص تصفیه شد.
مترادفها: pristinely، unadulteratedly، undilutedly
مدخل ۲
ریشهشناسی
From pure + -ly.
صفت
- صفت تفضیلی
- more purely
- صفت عالی
- most purely
خوب، سالم
Well, in good health.
I'm feeling purely today.
امروز حالم خوب است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه purely را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.