دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی prune به فارسی

آلو

بریتانیایی: /pruːn/ آمریکایی: /pruːn/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

From Old French prune, from Latin prūnum, from Ancient Greek προῦνον (proûnon).

اسم

جمع
prunes
۱.

آلو

منسوخ

A plum.

The prune hung ripe on the branch as he plucked it and ate.

آلو خشک روی شاخه رسیده آویزان بود در حالی که او آن را چید و خورد.

۲.

آلو خشک، گوجه برقانی، آلوبخارا

The dried, wrinkled fruit of certain species of plum.

I like to eat a prune as a healthy snack.

من دوست دارم یک آلو خشک را به عنوان یک میان‌وعده سالم بخورم.

واژه‌های خاص‌تر: alubukhara

۳.

چیزی چروک مانند آلو خشک

Something wrinkly like a prune.

After the rain, his jacket looked like a prune.

بعد از باران، کتش شبیه آلو خشک شده بود.

۴.

زن مسن (به‌ویژه چروکیده)

زبان عامیانه

An old woman, especially a wrinkly one.

The old prune next door always complains about the noise.

پیرزن چروکیده همسایه همیشه از سر و صدا شکایت می‌کند.

فعل

سوم‌شخص مفرد
prunes
وجه وصفی حال
pruning
گذشته ساده
pruned
اسم مفعول
pruned
۵.

چروک شدن (مانند انگشتان در آب)

ناگذراعامیانه

To become wrinkled like a dried plum, as the fingers and toes do when kept submerged in water.

My fingers pruned after swimming.

انگشتانم بعد از شنا چروک شد.

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

From Old French proignier, from Latin pro- + rotundus.

فعل

سوم‌شخص مفرد
prunes
وجه وصفی حال
pruning
گذشته ساده
pruned
اسم مفعول
pruned
۶.

شاخ و برگ زدن، هرس کردن

گذراباغبانی

To remove excess material from a tree or shrub; to trim, especially to make more healthy or productive.

A good grape grower will prune the vines once a year.

یک انگورکار خوب سالی یک بار موها را هرس می‌کند.

۷.

کوتاه کردن، حذف کردن (حشو و زوائد)

گذرا

To cut down or shorten by the removal of unnecessary material.

We must prune this story of its repetitions.

باید نکات تکراری این داستان را حذف کنیم.

۸.

حذف کردن (چیز غیرضروری)

گذرا

To remove something unnecessary for the sake of cutting down or shortening.

The editor pruned several paragraphs from the article.

ویراستار چند پاراگراف از مقاله را حذف کرد.

۹.

هرس کردن (درخت داده)

گذراعلوم کامپیوتر

To remove unnecessary branches from a tree data structure.

The algorithm prunes the search tree to improve efficiency.

الگوریتم درخت جستجو را هرس می‌کند تا کارایی بهبود یابد.

۱۰.

خود را آراستن، آرایش کردن

گذرامنسوخ

To preen; to prepare; to dress.

He pruned his attire in the mirror, ready at last to greet the envoy.

او لباس‌های خود را در آئینه آراست تا سرانجام آماده شود تا با فرستاده روبه‌رو شود.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

pruning knife

۱۱.

چاقوی شاخ و برگ زنی، چاقوی هرس

A knife used for pruning plants.

He sharpened the pruning knife before heading to the garden.

او چاقوی هرس را قبل از رفتن به باغ تیز کرد.

عبارت‌های مرتبط

pruning knife
چاقوی شاخ و برگ زنی، چاقوی هرس

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه prune را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.