دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی provocative به فارسی
تحریکآمیز، برانگیزاننده، خشمانگیز
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French provocatif, from Late Latin provocativus, from Latin provocare.
صفت
- صفت تفضیلی
- more provocative
- صفت عالی
- most provocative
تحریکآمیز، برانگیزاننده، خشمانگیز
Serving or tending to elicit a strong, often negative sentiment in another person; exasperating.
The artist's provocative painting sparked a lot of debate among the critics.
نقاشی تحریکآمیز هنرمند باعث بحثهای زیادی در میان منتقدان شد.
مترادفها: agitative
شهوتانگیز، تحریککننده
Serving or tending to excite, stimulate or arouse sexual interest; sexy.
The actress wore a provocative dress that caught everyone's attention at the party.
بازیگر لباسی شهوتانگیز پوشیده بود که توجه همه را در مهمانی جلب کرد.
برانگیزاننده هر نوع واکنش
Provoking or triggering any response.
The article was provocative, sparking a wide range of reactions.
مقاله برانگیزاننده بود و طیف گستردهای از واکنشها را برانگیخت.
اسم
- جمع
- provocatives
چیزی که اشتها را تحریک میکند، بهویژه میل جنسی؛ داروی شهوتانگیز
Something that provokes an appetite, especially a sexual appetite; an aphrodisiac.
The ancient healer offered a provocative, a draught believed to kindle appetite and desire.
درمانگر باستانی یک محرّک ارائه کرد، نوشیدنیای که باور میرفت اشتها و میل را برانگیزد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه provocative را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.