دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی prolific به فارسی

پربچه، پرمیوه، بارور، پربار، پرزاد و رود

بریتانیایی: /prəˈlɪf.ɪk/ آمریکایی: /prəˈlɪf.ɪk/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: prolifick obsolete

ریشه‌شناسی

From French prolifique, from Latin proles (offspring) and facere (to make).

صفت

صفت تفضیلی
more prolific
صفت عالی
most prolific
۱.

پربچه، پرمیوه، بارور، پربار، پرزاد و رود

Fertile; producing offspring or fruit in abundance.

rabbits are prolific animals

خرگوش جانور پر زاد و ولدی است.

مترادف‌ها: fertile، fecund

۲.

(نویسنده و هنرمند و غیره) دارای آثار فراوان

Producing results or works in abundance.

a prolific writer

نویسنده‌ای با آثار متعدد

مترادف‌ها: productive

۳.

(گل) که گل دیگری از آن تولید می‌شود

گیاه‌شناسی

Of a flower: from which another flower is produced.

The plant has prolific flowers that produce new blooms.

این گیاه گل‌هایی دارد که گل‌های جدیدی تولید می‌کنند.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه prolific را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.