دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی prolific به فارسی
پربچه، پرمیوه، بارور، پربار، پرزاد و رود
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: prolifick obsolete
ریشهشناسی
From French prolifique, from Latin proles (offspring) and facere (to make).
صفت
- صفت تفضیلی
- more prolific
- صفت عالی
- most prolific
پربچه، پرمیوه، بارور، پربار، پرزاد و رود
Fertile; producing offspring or fruit in abundance.
rabbits are prolific animals
خرگوش جانور پر زاد و ولدی است.
مترادفها: fertile، fecund
(نویسنده و هنرمند و غیره) دارای آثار فراوان
Producing results or works in abundance.
a prolific writer
نویسندهای با آثار متعدد
مترادفها: productive
(گل) که گل دیگری از آن تولید میشود
Of a flower: from which another flower is produced.
The plant has prolific flowers that produce new blooms.
این گیاه گلهایی دارد که گلهای جدیدی تولید میکنند.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه prolific را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.