دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی preside به فارسی
ریاست جلسه (و غیره) را عهدهدار شدن، اداره کردن، رئیس جلسه بودن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: præside archaic
ریشهشناسی
From Old French presider, from Latin praesidēre, meaning to sit before.
فعل
- سومشخص مفرد
- presides
- وجه وصفی حال
- presiding
- گذشته ساده
- presided
- اسم مفعول
- presided
ریاست جلسه (و غیره) را عهدهدار شدن، اداره کردن، رئیس جلسه بودن
To act as president or chairperson.
He was chosen to preside at the meeting.
او را به ریاست جلسه برگزیدند.
سرپرستی کردن، نظارت کردن
To exercise authority or control.
Churchill said he did not intend to preside over the dissolution of the British Empire.
چرچیل گفت که هدفش نظارت بر از همپاشی امپراتوری بریتانیا نیست.
مترادفها: oversit
تکنواز بودن، به عنوان نوازندهٔ اصلی اجرا کردن
To be a featured solo performer.
Mehri presided at the organ.
مهری نواختن ارگ را به عهده داشت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه preside را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.