دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی preside به فارسی

ریاست جلسه (و غیره) را عهده‌دار شدن، اداره کردن، رئیس جلسه بودن

بریتانیایی: /prɪˈzaɪd/ آمریکایی: /prɪˈzaɪd/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: præside archaic

ریشه‌شناسی

From Old French presider, from Latin praesidēre, meaning to sit before.

فعل

سوم‌شخص مفرد
presides
وجه وصفی حال
presiding
گذشته ساده
presided
اسم مفعول
presided
۱.

ریاست جلسه (و غیره) را عهده‌دار شدن، اداره کردن، رئیس جلسه بودن

ناگذرا

To act as president or chairperson.

He was chosen to preside at the meeting.

او را به ریاست جلسه برگزیدند.

۲.

سرپرستی کردن، نظارت کردن

ناگذرا

To exercise authority or control.

Churchill said he did not intend to preside over the dissolution of the British Empire.

چرچیل گفت که هدفش نظارت بر از هم‌پاشی امپراتوری بریتانیا نیست.

مترادف‌ها: oversit

۳.

تک‌نواز بودن، به عنوان نوازندهٔ اصلی اجرا کردن

ناگذراموسیقی

To be a featured solo performer.

Mehri presided at the organ.

مهری نواختن ارگ را به عهده داشت.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه preside را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.