دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی portrayal به فارسی
تصویرسازی، رخ نگاشتگری، فرتورگری
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From portray + -al.
اسم
- جمع
- portrayals
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
تصویرسازی، رخ نگاشتگری، فرتورگری
The act of portraying.
The movie received praise for its portrayal of historical events.
این فیلم به خاطر تصویرسازی از رویدادهای تاریخی مورد تحسین قرار گرفت.
فرتور، تصویر، رخ نگاشت، شرح، بازنمود
The result of portraying; a representation, description, or portrait.
The actor's portrayal of the historical figure was incredibly realistic.
فرتور بازیگر از شخصیت تاریخی بسیار واقعی بود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه portrayal را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.