دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی plague به فارسی
طاعون، مرگامرگ
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English plage, from Old French, from Latin plaga (blow, wound).
اسم
- جمع
- plagues
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
طاعون، مرگامرگ
The bubonic plague, a deadly disease caused by the bacterium Yersinia pestis.
The plague killed millions in Europe.
طاعون میلیونها نفر را در اروپا کشت.
مترادفها: pest، pestilence
همهگیری، بیماری واگیردار مهلک
Any epidemic or pandemic disease, especially a deadly one.
The village was struck by a plague of cholera.
روستا دچار همهگیری وبا شد.
مترادفها: pestilence
بلا، مصیبت، فاجعه، آفت
A widespread affliction or calamity, often seen as divine punishment.
The ten plagues of Egypt are described in the Bible.
ده بلای مصر در کتاب مقدس توصیف شده است.
دردسر، مایهی تصدیع، مزاحمت
A grave nuisance or annoyance.
Bart is an utter plague; his pranks never cease.
بارت یک دردسر تمام عیار است؛ شوخیهایش تمامی ندارد.
دستهای از سارهای معمولی
A group of common grackles.
A plague of grackles gathered in the field.
دستهای از سارهای معمولی در مزرعه جمع شدند.
فعل
- سومشخص مفرد
- plagues
- وجه وصفی حال
- plaguing
- گذشته ساده
- plagued
- اسم مفعول
- plagued
آزار دادن، به ستوه آوردن، ذله کردن
To harass or annoy someone persistently.
Backache had plagued him for years.
کمردرد سالها او را ذله کرده بود.
مترادفها: badger، harry، hound
مبتلا کردن، گرفتار کردن
To afflict with a disease or calamity.
The region was plagued by drought.
منطقه گرفتار خشکسالی شد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه plague را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.