دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی persistent به فارسی
سرسختانه از تسلیم شدن یا رها کردن خودداری میکند.
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin persistentem, present participle of persistō, meaning to continue steadfastly.
صفت
- صفت تفضیلی
- more persistent
- صفت عالی
- most persistent
سرسختانه از تسلیم شدن یا رها کردن خودداری میکند.
Obstinately refusing to give up or let go.
He remained persistent in the face of all kinds of difficulties.
او در مقابل انواع مشکلات پایمردی خود را حفظ کرد.
مصر، سمج، پافشار
Insistently repetitive.
There was a persistent knocking on the door.
صدای کوبیدن مکرر بر در میآمد.
به طور نامحدود ادامهدار.
Indefinitely continuous.
There have been persistent rumours for years.
سالهاست که شایعات ماندگار وجود دارد.
پس از بلوغ بدون افتادن باقی میماند.
Lasting past maturity without falling off.
Pine cones have persistent scales.
مخروطهای کاج فلسهای پایسته دارند.
ماندگار، پایا
Of data or a data structure: not transient or temporary, but remaining in existence after the termination of the program that creates it.
Once written to a disk file, the data becomes persistent.
پس از نوشته شدن در یک فایل دیسک، داده ماندگار میشود.
پایا، غیرموقت
Describing a fractal process that has a positive Brown function; of a state: non-transient.
The state is persistent in the Markov chain.
وضعیت در زنجیره مارکوف پایا است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه persistent را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.