دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی persistence به فارسی

پشتکار، استقامت، پایمردی

بریتانیایی: /pəˈsɪs.təns/ آمریکایی: /pɚˈsɪs.təns/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French persistance.

اسم

جمع
persistences
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

پشتکار، استقامت، پایمردی

The property of being persistent.

You've got to admire her persistence.

باید پشتکارش را تحسین کرد.

مترادف‌ها: persistency

۲.

ماندگاری داده‌ها پس از پایان برنامه

علوم کامپیوتر

Of data, the property of continuing to exist after the termination of the program.

Once written to a disk file, the data has persistence.

پس از نوشته شدن در یک فایل دیسک، داده‌ها ماندگاری دارند.

۳.

تداوم وضعیت هوای روز قبل

هواشناسی

Continuation of the previous day's weather.

The persistence of the heatwave surprised everyone.

تداوم موج گرما همه را شگفت‌زده کرد.

۴.

تعداد دفعاتی که یک عمل به صورت تکراری روی یک عدد اعمال می‌شود تا به حالت ثابت برسد

ریاضیات

The number of times an operation can be iteratively applied to a number before it reaches a constant state.

The persistence of 39 under digit multiplication is three.

تداوم عدد ۳۹ تحت ضرب ارقام سه است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه persistence را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.