دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی perpetuate به فارسی
ابدیت بخشیدن، جاودانه کردن، زنده نگه داشتن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
From Latin perpetuatus, from perpetuus, meaning everlasting.
فعل
- سومشخص مفرد
- perpetuates
- وجه وصفی حال
- perpetuating
- گذشته ساده
- perpetuated
- اسم مفعول
- perpetuated
ابدیت بخشیدن، جاودانه کردن، زنده نگه داشتن
To make something continue for an indefinite time; to preserve from extinction or oblivion.
My father's books will perpetuate his memory.
کتابهای پدرم یاد او را برای همیشه زنده نگاه خواهد داشت.
شهادت کسی را برای استفاده در آینده ثبت کردن
To record the testimony of a witness that may be lost before a matter comes to trial.
The court perpetuated the witness's testimony.
دادگاه شهادت شاهد را برای آینده ثبت کرد.
تداوم بخشیدن، دائمی کردن
To prolong the existence of something by repetition; to reinforce.
The dictator was trying to perpetuate his control.
آن دیکتاتور میکوشید کنترل خود را دائمی کند.
مترادفها: continue
مدخل ۲
ریشهشناسی
From Latin perpetuatus, from perpetuus, meaning everlasting.
صفت
Archaic except in poetic use.
جاودانه، ابدی، همیشگی
Perpetual; made perpetual; continued for an indefinite time.
The perpetuate flame burned steadfastly through the long night.
شعلهٔ جاودان در طول شب طولانی با ثبات میسوخت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه perpetuate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.