دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی payback به فارسی

انتقام، تلافی

بریتانیایی: /ˈpeɪ.bæk/ آمریکایی: /ˈpeɪ.bæk/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

Deverbal from pay back.

اسم

جمع
paybacks
شمارش‌پذیری
usually uncountable
۱.

انتقام، تلافی

uncountable

An act of revenge.

They beat us last year, so this year's win was payback.

آن‌ها پارسال ما را شکست دادند، بنابراین برد امسال انتقام بود.

مترادف‌ها: revenge، reprisal

۲.

پاداش، جبران، پاداش

countable

A benefit, reward, or form of recompense.

The payback for all her hard work was a promotion.

پاداش تمام زحمات او یک ترفیع بود.

۳.

بازده سرمایه‌گذاری، سود

countable

A return on investment.

The investment has a quick payback.

این سرمایه‌گذاری بازده سریعی دارد.

۴.

بازپرداخت، استرداد

rare

A refund; reimbursement.

He demanded a payback for the faulty product.

او برای محصول معیوب درخواست بازپرداخت کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه payback را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.