دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی patchwork به فارسی
لحاف یا پوشش چهلتکه، صدوصله
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From patch + work.
اسم
- جمع
- patchworks
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
لحاف یا پوشش چهلتکه، صدوصله
A work, such as a blanket, composed of many different colors and shapes sewn together.
She made a beautiful patchwork quilt from old fabric scraps.
او یک لحاف چهلتکه زیبا از تکههای پارچه قدیمی درست کرد.
چیز درهمبرهم، قاتیپاتی، آش شلهقلمکار
Any kind of creation that makes use of many different aspects to create one whole piece.
Bill took all of his poetry and put it together in a folder. It made up a patchwork of his life.
بیل تمام شعرهایش را جمع کرد و در پوشهای گذاشت. این مجموعه تصویری درهمبرهم از زندگیاش بود.
مجموعهای از مقررات با دامنه کاربرد نامشخص
A state of regulations whose constituents have an opaque scope of application.
The country's legal system is a patchwork of conflicting regulations.
سیستم حقوقی کشور مجموعهای از مقررات متناقض با دامنه کاربرد نامشخص است.
فعل
- سومشخص مفرد
- patchworks
- وجه وصفی حال
- patchworking
- گذشته ساده
- patchworked
- اسم مفعول
- patchworked
چهلتکه درست کردن، وصلهپینه کردن
To create a patchwork from pieces of fabric.
She patchworked a quilt from old clothes.
او از لباسهای کهنه یک لحاف چهلتکه درست کرد.
از منابع مختلف سرهم کردن، درست کردن
To assemble from a variety of sources; to cobble together.
They patchworked a solution from various proposals.
آنها راهحلی را از پیشنهادهای مختلف سرهم کردند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه patchwork را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.