دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی parry به فارسی
دفع کردن، جا خالی دادن، طفره رفتن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: parree obsolete
ریشهشناسی
From Old French paree, from Medieval Latin parata, meaning preparation or parade.
فعل
- سومشخص مفرد
- parries
- وجه وصفی حال
- parrying
- گذشته ساده
- parried
- اسم مفعول
- parried
دفع کردن، جا خالی دادن، طفره رفتن
To avoid, deflect, or ward off an attack, blow, argument, etc.
He parried the blow with his dagger.
او ضربه را با خنجر خود دفع کرد.
اسم
- جمع
- parries
- شمارشپذیری
- countable
دفاع، جاخالی، دفع
A defensive or deflective action; an act of parrying.
The fencer made a quick parry.
شمشیرباز سریعاً جاخالی داد.
دفاع با بخش قوی تیغه در شمشیربازی
A simple defensive action designed to deflect an attack, performed with the forte of the blade.
The fencer executed a perfect parry.
شمشیرباز یک دفاع عالی انجام داد.
حرکت دفاعی برای تغییر مسیر ضربه و جلوگیری از برخورد
A defensive move intended to change the direction of an incoming strike to make it miss its target, rather than block and absorb it.
He used an open-hand parry to deflect the punch.
او با یک جاخالی با دست باز مشت را منحرف کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه parry را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.