دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی paraphrase به فارسی

بازگویی یک متن با واژگان دیگر، اغلب برای روشن‌سازی معنی یا از حافظه به جای کلمه به کلمه

بریتانیایی: /ˈpær.ə.freɪz/ آمریکایی: /ˈper.ə.freɪz/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French paraphrase.

اسم

جمع
paraphrases
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

بازگویی یک متن با واژگان دیگر، اغلب برای روشن‌سازی معنی یا از حافظه به جای کلمه به کلمه

A restatement of a text in different words, often to clarify meaning or from memory rather than verbatim.

This is a paraphrase of the original text.

این یک پرانگاشت از متن اصلی است.

مترادف‌ها: paraphrasis

۲.

یکی از قطعات کتاب مقدس که برای استفاده در سرودهای نیایش به شعر تبدیل شده است

اسکاتلند

One of a certain number of Scripture passages turned into verse for use in the service of praise.

The congregation sang a paraphrase from the Psalms.

جماعت یک پرانگاشت از مزامیر را سرودند.

فعل

سوم‌شخص مفرد
paraphrases
وجه وصفی حال
paraphrasing
گذشته ساده
paraphrased
اسم مفعول
paraphrased
۳.

به بیان دیگر گفتن یا نوشتن، پرانگاشت کردن، تعبیرکردن

گذراناگذرا

To restate something as, or to compose a paraphrase. To repeat a written or spoken phrase/quote using different words, often in a simpler and shorter form, or sometimes in a humorous context.

to paraphrase a poem into prose

شعری را به صورت نثر پرانگاشت کردن

paraphrase this difficult philosophical essay into simple English

این مقاله‌ی دشوار فلسفی را به انگلیسی ساده بنویسید.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه paraphrase را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.