دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی overestimate به فارسی
بیش از حد تخمین زدن، فزون برآورد کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From over- + estimate.
فعل
- سومشخص مفرد
- overestimates
- وجه وصفی حال
- overestimating
- گذشته ساده
- overestimated
- اسم مفعول
- overestimated
بیش از حد تخمین زدن، فزون برآورد کردن
To judge or calculate too highly.
I overestimated the number of attendees, and bought far too much food for the party.
تعداد شرکتکنندگان را بیش از حد تخمین زدم و برای مهمانی خیلی زیاد غذا خریدم.
متضادها: underestimate
اسم
- جمع
- overestimates
- شمارشپذیری
- countable
تخمین بیش از حد، برآورد بیش از اندازه
An estimate that is too high.
The initial overestimate of costs led to budget cuts.
تخمین بیش از حد اولیه هزینهها منجر به کاهش بودجه شد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه overestimate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.