دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی overestimate به فارسی

بیش از حد تخمین زدن، فزون برآورد کردن

بریتانیایی: /ˌəʊ.vəˈres.tɪ.meɪt/ آمریکایی: /ˌoʊ.vɚˈes.tə.meɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From over- + estimate.

فعل

سوم‌شخص مفرد
overestimates
وجه وصفی حال
overestimating
گذشته ساده
overestimated
اسم مفعول
overestimated
۱.

بیش از حد تخمین زدن، فزون برآورد کردن

To judge or calculate too highly.

I overestimated the number of attendees, and bought far too much food for the party.

تعداد شرکت‌کنندگان را بیش از حد تخمین زدم و برای مهمانی خیلی زیاد غذا خریدم.

متضادها: underestimate

اسم

جمع
overestimates
شمارش‌پذیری
countable
۲.

تخمین بیش از حد، برآورد بیش از اندازه

An estimate that is too high.

The initial overestimate of costs led to budget cuts.

تخمین بیش از حد اولیه هزینه‌ها منجر به کاهش بودجه شد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه overestimate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.