دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی oligarchy به فارسی
جرگهسالاری، حکومت معدودی اشخاص با نفوذ
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French oligarchie, from Late Latin oligarchia, from Greek oligarkhia, from oligos 'few' + arkhe 'rule'.
اسم
- جمع
- oligarchies
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
جرگهسالاری، حکومت معدودی اشخاص با نفوذ
A government run by and for only a few, often the aristocracy, the wealthy, or their friends and associates.
The country was ruled by an oligarchy, where a few powerful people made all the decisions.
کشور توسط یک جرگهسالاری اداره میشد که در آن تعداد کمی از افراد با نفوذ همه تصمیمها را میگرفتند.
کشور تحت حکومت جرگهسالاران
A state ruled by such a government.
The 1832 Reform Act aimed to transform the British oligarchy.
قانون اصلاحات ۱۸۳۲ هدفش تغییر جرگهسالاری بریتانیا بود.
جرگهسالاران، بزرگجرگهسالاران
Those who make up an oligarchic government.
The modern British oligarchy has been called a chumocracy.
جرگهسالاران مدرن بریتانیا دوستسالاری نامیده شدهاند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه oligarchy را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.