دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی obnoxious به فارسی

زننده، نامطبوع، ناخوشایند، نفرت‌بار، منزجرکننده

بریتانیایی: /əbˈnɒk.ʃəs/ آمریکایی: /əbˈnɑːk.ʃəs/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin obnoxiosus, from obnoxius, meaning subject to someone.

صفت

صفت تفضیلی
more obnoxious
صفت عالی
most obnoxious
۱.

زننده، نامطبوع، ناخوشایند، نفرت‌بار، منزجرکننده

Extremely offensive or unpleasant; very annoying, contemptible, or odious.

Throwing stones at the bus is another example of your obnoxious behaviour.

پرتاب سنگ به اتوبوس نمونه‌ی دیگری از رفتار زننده‌ی توست.

مترادف‌ها: annoying، unpleasant

۲.

بدبرخورد، بدقلق، گستاخ

Unjustly disagreeable, argumentative or objectionable; brazenly rude.

He was an especially obnoxious and detestable specimen of a man.

او نمونه‌ای به‌ویژه زننده و نفرت‌انگیز از یک مرد بود.

۳.

در معرض خطر یا صدمه، آسیب‌پذیر

قدیمی

Exposed or vulnerable to something, especially harm or injury.

The ship lay obnoxious to the cold north winds, taking on spray at every trial of the sea.

کشتی در برابر بادهای سرد شمالی در معرض طوفان‌های دریا بود و در هر بار آزمایش دریا، توفان دریایی می‌خورد.

۴.

زیان‌آور، مضر

منسوخ

Causing harm or injury; harmful, hurtful, injurious.

The obnoxious fumes from the sulphur mines sickened the workers and drove them away from the pits.

بخارهای مضر از معدن‌های سولفور کارگران را بیمار می‌کرد و آنها را از حفره‌ها دور می‌کرد.

۵.

سرزنش‌پذیر، قابل سرزنش، گناهکار

منسوخ

Deserving of blame or punishment; blameworthy, guilty.

His obnoxious behavior at court earned him no friends and drew sharp rebukes from all sides.

رفتار نکوهیدنی او در دربار دوستانه برایش باقی نگذاشت و همگان از او به شدت سرزنش کردند.

مترادف‌ها: reprehensible

۶.

تحت امر، فرمانبردار، مطیع

منسوخ

Under the authority or power of someone; subject, subordinate; hence, deferential, submissive, subservient.

The slave was obnoxious to his master, yet went about his tasks with a quiet, dutiful pace.

برده نسبت به فرمان اربابش مطیع بود، با این حال کارهایش را با گام‌های آرام و وظیفه‌شناسانه انجام می‌داد.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه obnoxious را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.