دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی mislead به فارسی
بد راهنمایی کردن، گمراه کردن، کژ راه کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English misleden, from Old English mislǣdan, equivalent to mis- + lead.
فعل
- سومشخص مفرد
- misleads
- وجه وصفی حال
- misleading
- گذشته ساده
- misled
- اسم مفعول
- misled
بد راهنمایی کردن، گمراه کردن، کژ راه کردن
To lead someone in the wrong direction.
The manager's vague instructions mislead the team.
دستورالعملهای مبهم مدیر تیم را گمراه میکند.
مترادفها: misguide، misinform
گول زدن، فریباندن، فریب دادن
To deceive by giving a false impression.
He tried to mislead the investigators by giving them false information.
او سعی کرد با ارائه اطلاعات نادرست، محققان را گمراه کند.
اغوا کردن، به راه خطا کشاندن
To deceptively trick someone into doing something wrong.
The preacher elaborated Satan's ways to mislead us into sin.
واعظ راههای شیطان برای اغوای ما به گناه را شرح داد.
گیج کردن، سردرگم کردن
To accidentally or intentionally confuse someone.
The complex instructions mislead the students.
دستورالعملهای پیچیده دانشآموزان را سردرگم میکند.
اسم
- جمع
- misleads
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
راهنمایی نادرست، گمراهسازی
A wrong or bad lead; a leading in the wrong direction.
The map gave a mislead, causing us to get lost.
نقشه راهنمایی نادرستی داد و باعث شد گم شویم.
فریب، نیرنگ، دروغ
Something that is deceptive or untruthful, such as a falsehood or ruse.
His statement was a deliberate mislead.
گفته او یک فریب عمدی بود.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه mislead را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.